تبليغاتX
ایستگاه آبشار - آخرین غزل رومی
رو سر بنه به بالين تنها مرا رها كن 

  ترك من خراب شبگرد مبتلا كن

 

ماييم و موج سودا شب تا به روز تنها

 

  خواهي بيا ببخشا خواهي برو جفا كن

 
 

درديست غير مردن كانرا دوا نباشد

پس من چگونه گويم كين درد رادواكن
 

در خواب دوش پيري در كوي عشق ديدم 

 

با دست اشارتم كرد كه عزم سوي ما كن

 


برای شنیدن یکی از اجرا های این ترانه  اینجا را کلیک کنید


+ نوشته شده در  Wed 28 May 2008ساعت 23:54  توسط وحید موحدی  |