کنسرت مشترک علیرضا عصار، مهران مدیری، مانی رهنما و رضا یزدانی که با همراهي با سازمان ملل متحد برگزار میشد به پایان رسید.
شب تولد امام رضا (ع) بود خیابان های اطراف میدان فاطمی شلوغ و هوا سرد. جمعیت مقابل تالار بزرگ کشور منتظر باز شدن درهای ورودی اما در هایی که قرار بود راس 18:30 دیگر بسته شوند هنوز باز نشده بود. و بالاخره با بیش از یک ساعت تاخیر ساعت 20:15 گروه به روی صحنه آمد.
اولین اجرا برای مانی رهنما بود که زمان زیادی هم برای خود تو این فرصت پیش آمده گرفته بود. رهنما در آغاز قطعه ای به نام آرتيست را به یاد خسرو شكيبايي وبعد گلچینی از قطعه های جدید و قدیم خود اجرا کرد.
بعد او مهران مدیری به روی صحنه آمد که تا چند دقیقه با گفتن هر کلمه ای برای خوش آمد گویی مورد تشویق قرار می گرفت که بیش تر برای خاطره خوشی بود که حاضرین از او در سریال ها و فیلم های پر بیننده این سال ها به یاد دارند. مدیری دو قطعه دشتی خراسانی نیز اجرا کرد که قابلیت های او را در آواز و موسیقی هم به نوعی اثبات کرد.
در بین حاضرین چهره های شناخته شده ای همچون محمدرضا فروتن . حبیب رضایی . سروش صحت هادی ساعی و... دیده میشد.
قسمت دوم این برنامه با اجرای رضا یزدانی از سرگرفته شد .خواننده ای که این روزها یکی از آهنگ های او در تیتراژ سریال مرگ تدریجی یک رویا (فریدون جیرانی) هر هفته پخش میشود. و به همین دلیل با وجود اسرار حاضرین از خواندن این قطعه تا پایان پخش این سریال خودداری کرد . یزدانی ترانه هایی از فیلم های کیمیایی نیز اجرا کرد و با قطعه ای به نام خلیج فارس که با استقبال خوبی مواجه شد اجرای خود را تمام کرد.
انتظار ها به پایان رسید و خواننده ای که اغلب به عشق و علاقه او آمده بودند بروی صحنه آمد.

علیرضا عصار.
عصار که در 4 سال اخیر امکان اجرا پیدا نکرده بود با گروه یکدست مشکی پوش خود به اجرا برنامه پرداخت.نکته جالب پیوستن دوباره فواد حجازی به گروه و برطرف شذن تمامی شایعات مبنی بر جدایی این دو زوج هنری بود.
ابتدا موزیک بی کلام ای کاروان توسط گروه اجرا شد و بعد از حاضر شدن عصار بر روي صحنه که با شور و تشویق زیادی همراه بود مثل همیشه ابتدا شعري در مدح حضرت علي (ع) دكلمه كرد .
عصار گفت: امشب پايان يك انتظار سه چهار ساله براي من و فواد (حجازي) است.و بعد از توضیحی درباره ی این کنسرت خیریه که به خاطر همان حاضر به اجرای چنین فرمی (كنسرت چهار نفره) شده گفت : در کشور ثروتمند ما نباید این قدر فقر و نتوانی باشد.
در ادامه گروه به اجرای قطعات کوچ عاشقانه . حال من بی تو. عشق الهی و خیال نکن که با هم خوانی مخاطبین همراه بود پرداخت. خیال نکن ( ترانه ای از شاهکار بینش پژوه ) که در بین عوام بیشتر شناخته شده در دو قسمت با همراهی بسیار زیاد حاضرین اجرا شد .
علیرضا عصار به طور مجزا اسفند ماه به اجرای برنامه خواهد پرداخت.
.
اسمش را بیشتر بهعنوان منتقد فیلم، در مجله «سپیدوسیاه» و «ستاره سینما» دیده بودم. این «سپیدوسیاه»ی كه «دوایی» در آن مینوشت، مثل مجلّاتِ خارجی، از ته ورق میخورد؛ یعنی از همان صفحههای آخری كه «دوایی» درباره فیلمهایی كه دیده بود مینوشت. یادم هست اولین فیلمم «بیگانه بیا» را كه ساختم، زمستان بود. برف میبارید و فقط پنج سینما آن فیلم را نشان دادند. رفته بودم «سینما مهتاب» كه ببینم چهكسانی برای تماشای فیلمم میآیند. «سینما مهتاب» یك سینمای بزرگ بود كه الان بسته شده. نزدیك «سینما آسیا» بود، نزدیكِ خیابانِ «نادری». رفتم و دیدم كه نزدیك به سینفر توی سالن نشستهاند. زمستان بود بههرحال. بیرون آمدم و خواستم با تماشاگرانی كه توی سالن بودهاند از در سینما بیرون بیایم كه بین جمعیت «پرویز دوایی» را دیدم. همدیگر را به قیافه میشناختیم. یادم هست در مجله «ستاره سینما» همه جمع میشدند و بعد از سلامعلیك با كارگردان، راجعبه این حرف میزدند كه فیلمت «فیلمفارسی» بود، یا نبود. از آن به بعد بود كه با «دوایی» دوست و رفیق نزدیك و حتی دوست خانوادگی شدیم. چهارسال از من بزرگتر بود و خوب میشد از او آموخت. خیلی میشد از او آموخت. و من از او آموختم. من از «ژان نگولسكو» خیلی آموختم كه وقتی به ایران آمد، آسیستانش بودم، اما از «دوایی» خیلی بیشتر آموختم؛ چون «دوایی» صاحب یك «ذهنِ خلّاق» بود. بلد بود بنویسد ودر نقد فیلمهایی كه مینوشت همین «خلّاقیت» را میشد دید. «قیصر» كه ساخته شد، آقای دكتر «هوشنگ كاووسی»، آقای مهندس «هوشنگ طاهری» و آقای «هژیر داریوش» مخالفش بودند؛ سینماخواندههایی كه در مدرسههای سینمایی اروپا (ایدكِ فرانسه، یا سینماتجربه رُم) تحصیل كرده بودند. بعد هم برگشته بودند، بدون اینكه فیلمی ساخته باشند. همین چندنفر بودند كه «قیصر» را دوست نداشتند، ولی آنها كه دوستش داشتند، خیلی بیشتر از اینها بودند. گاهی شنیدهام كه میگویند «قیصر» دو قطبِ موافق و مخالف داشت، ولی اینطور نبود. مخالفان فیلم چون در تلویزیون بودند، طوری وانمود میكردند كه انگار تعدادشان زیاد است. درواقع، داشتند خودشان را تبلیغ میكردند. میگفتند این فیلم داستان «تحجّر» است. امّا تعدادشان واقعاً كم بود. یادم هست منتقدان «ستاره سینما» كه «پرویز دوایی»، «پرویز نوری»، «منوچهر جوانفر»، «ناصر نویدر»، نامه بلندبالایی به «رضا قطبی»، كه آنوقتها رئیس تلویزیون ملّی بود، نوشتند و گفتند «قیصر» سینمای ملّی ماست. كاركنان تلویزیون شما هرچند خودشان سینما خواندهاند، ولی نمیتوانند این سینمای ملّی را ببینند. اگر تلویزیونی كه شما رئیسش هستید، تلویزیون ملّیست، باید از كارگردان یك فیلم ملّی دعوت كند و درباره فیلمش با او حرف بزند. چون آنها زیر اسمشان را «دكتر» امضا میكردند، منتقدان «ستاره سینما» هم قبل از اسمشان یك «دكتر» گذاشتند! شوخی بامزّهای بود. بهخاطر همین نامه از من خواستند به تلویزیون بروم و در برنامهای راجع به «قیصر» شركت كنم. اوّلش قبول نكردم، ولی بعد رفتم و آن برنامه را هم داده بودند «هژیر داریوش» (خدابیامرزدش) و «هوشنگ كاووسی» سوئیچ كنند! «پرویز دوایی» ایننوع سینمایی را كه من میساختم، دوست داشت؛ چون هردو ما از یكجا میآمدیم. از فیلمهای وسترن، از سینمای آمریكا. علاقه مشترك داشتیم و گاهی هم سینما میرفتیم و باهم فیلم میدیدیم. یادم هست یكی از آخرین فیلمهایی كه با هم در سینما دیدیم، «جنگیر» [ساخته ویلیام فریدكین] بود. در این سیوچندسالی كه «پرویز دوایی» از ایران رفته، نبودنش را در نقد فیلم ایران واقعاً احساس میكنم. فارسیِ «دوایی» فارسیِ درخشانی بود و به حسّش درباره سینما خیلی كمك میكرد. كسی نمیتوانست مثل «دوایی» درباره سینما بنویسد، چون دانستههایش بیرون از سینما هم زیاد بود. فقط سینما نبود. دیگران هم فیلم میدیدند و نقد مینوشتند، ولی هیچكدام «پرویز دوایی» نشدند. وقتی مینوشت، واقعیت با او بود، هستی با او بود. دلم میخواهد كه فارسیِ «دوایی» را به سینما تبدیل كنم. دوست دارم یكی از داستانهایش را بسازم. داستانهایش واقعاً زیبا هستند، اما سینمای حالا، اجازه این كار را نمیدهد. اصلاً ایننوع تفكر جزء «تهِ صندوقی»هاست، نمیخواهم بگویم «نوستالژیك»، چون بهنظرم «تهِ صندوقی»ست. برای همین هم دوستش دارم.
شهروند امروز
مهران مديري بازيگر شناخته شده سينما و تلويزيون از زمستان سال 1383 تاكنون اجراي زنده نداشته است و مخاطبان بسياري را به سالن خواهد كشاند.
عليرضا عصار كه آخرين آلبومش را در استوديوي معروف «abby road» لندن با همكاري شهرداد روحاني ضبط و منتشر كرد مدت هاست اجراي زنده نداشته است و طرفداران بیشمار او منتظر دیدار ستاره ی موزیک پاپ ایران هستند. بر اساس اطلاعاتي كه در سايت شخصي عليرضا عصار موجود است آخرين كنسرت عصار پنج سال پيش برگزار شده و از آن زمان تاكنون عصار روي صحنه نرفته است. ماني رهنما هم مدت زيادي است كه روي صحنه نرفته است.
.
اين اجرا مي تواند سرآغازي براي اجراهاي زنده خوانندگان پاپ باشد. خوانندگاني همچون محسن چاوشي كه با زحمت بسيار بالاخره اولين آلبومش را منتشر كرد و طرفداران او در انتظار اولين اجراي زنده او هستند.
منبع: اعتماد