موسوی سرمنشاء اصلاح طلبی است، اساسا اندیشه اصلاح از او آغاز می شود و تمام بزرگان اصلاحات کارکنان دولت او بودند، سید محمد خاتمی، ابطحی، کرباسچی، مهاجرانی، همه و همه کسانی بودند که در دولت او تربیت شدند. بعدها موسوی با حذف جریان چپ حاشیه نشین شد. در تمام این سالها موسوی به عنوان نامزد اصلاح طلبان مطرح بود و هست، از انتخابات دوم خرداد تا انتخابات سوم تیر و انتخابات 22 خرداد.
: موسوی اصلاح طلبی راستگوست. یکی از مهم ترین مشخصه های موسوی این است که او نه تنها اصلاح طلب است، بلکه تصادفا در میان رهبران سیاسی ایران راستگو هم هست. او کاری را وعده می دهد که می تواند یا می خواهد بکند، او رای نمی خرد و وعده پرداخت پول نمی دهد، او به اعضای ستادش وعده وزارت نمی دهد چون می داند که فلان وزیر اصلا در مجلس هشتم رای اعتماد نمی تواند بگیرد، او پولی برای خرج کردن برای تبلیغاتش ندارد و به همین دلیل بسیاری از حامیانش کسانی هستند که نه تنها پولی بابت حمایت از موسوی نمی گیرند، بلکه هزینه و وقت و حیثیت خود را صرف انتخاب موسوی می کنند.
موسوی توانسته است با کمک جوانان کشور و مردم، موج سبز را به عنوان یک موج قوی پس از مدتها سکوت و سکون پس از چهار سال به راه بیندازد. " ما" با حمایت از موسوی امکان پیروزی بزرگ او را فراهم کردیم و این ممکن نبود، مگر با قابلیت های او، کوله باری از تجربه، همسری قابل و اندیشمند که اگر فراتر از خودش نباشد، همسان اوست.

و این توانایی شان را دو چندان می کند، پاکدستی و ساده زیستی که برای عموم مردم ما اهمیت دارد و از همه مهم تر روبرو قرار گرفتن با نامزد محافظه کاران که به نظر می رسد قافیه را از همین حالا باخته است. موسوی را انتخاب کردیم نه بخاطر اینکه برتری های بسیاری بر کروبی داشت، اگر چه این هم بود، اما، علت اصلی انتخاب موسوی قابلیت های او برای پیروزی در دور اول و بخصوص دور دوم است.... من شخصا به کروبی با ستاد موجودش احترام می گذارم، اما این ستاد نمی تواند رای اعتماد مجلس هشتم را براحتی بگیرد و از سوی دیگر بخش وسیعی از این ستاد فقط دکوراسیون انتخاباتی است.

ما پیروز شده ایم، شهرها در دست ماست. شهرها همین حالا هم زیر لایه خوشرنگی از سبز انتظار سرآمدن زمستان احمدی نژاد را می کشد. حالا می خواهیم هر ایرانی که کشورش را دوست دارد، دستانش را سبز سبز کند و دیوارهای شهر را رنگ کند، ما شهری پر از شور زندگی و رنگ می خواهیم، ما این روزها نیازمند شعر و شور و زندگی و فریاد هستیم تا صدای ساعت را بشنویم و آخرین لحظه ها را انتظار بکشیم، تا ده روز دیگر که صدای ایران را بشنویم که " احمدی نژاد" رفت، حالا دیگر می شود خندید. و چه خنده ها خواهیم زد.
.........................................................................................................................................................
پی نوشت: تا اطلاع ثانوی عشق آزادی عدالت صداقت... تعطیل عزیز!
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده شب مي كشم
چراغهاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است.

سلام سگ ماهی...
داستان همین ۴ کلمه بود!
کنسرت بزرگ 87 علیرضا عصار و فواد حجازی در تاریخ 22 و 23 اسفند ماه و در دو سانس 18 و 21 برگزار خواهد شد.این بار نیز تالار وزارت کشور میزبان هواداران عصار خواهد بود.
ارکستر 70 نفره این کنسرت به رهبری فواد حجازی و سرپرستی حبیب صبور به روی صحنه خواهد رفت. 30درصد قطعات این کنسرت مربوط به آثار جدید عصار و 70 درصد آن گلچینی از قطعات گذشته خواهد بود.بلیط های این کنسرت از 15 تا 40هزار تومان قیمت گذاری شده و در سایت های ایران کنسرت و عصار کنسرت بفروش میرسد.
(قابل ذکر است که در همان دو روز اول ثبت نام بلیت های ۱۵ و۲۰ تمام شد)
علیرضا عصار این روزها مشغول تمرین با گروه زهی این ارکستر است و هفته پیش تمرینات با گروه پاپ انجام شد.
پی نوشت: برای اوناییکه بلیت گیرشون نیمد. شنبه هم اضافه شد.
|
آره فبول داریم. ما بچه های خوبی واسه بابامون نبودیم. اون رو گذاشته بودیم خونه سالمندان و دیر بهش سر می زدیم، هرچی می گفت: بیشترسربزنین، می گفتیم: کارداریم. می گفت: دلم واسه بچه هاتون تنگ شده، می گفتیم: اونا هم درس دارن. آره ! در حق اون ظلم کرده بودیم. |
بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر با معرفی آثار برگزیده تمام شد.
بهترین فیلم: تردید (به تهیهکنندگی سعید سعدی)
جایزه ویژه هیئت داوران: عیار۱۴(تهیهکننده: پرویز شهبازی)
نامزد بهترین فیلم:
———————
بیست به تهیهکنندگی پوران درخشنده، پستچی سه بار در نمیزند به تهیهکنندگی جواد نوروز بیگی، تردید به تهیهکنندگی سعید سعدی، درباره الی… به تهیهکنندگی اصغر فرهادی، زادبوم به تهیهکنندگی ابوالحسن فرهادی، وقتی همه خوابیم به تهیهکنندگی بهرام بیضایی
بهترین کارگردانی: اصغر فرهادی درباره الی…
نامزدهای بهترین کارگردانی:
——————————-
عبدالرضا کاهانی برای فیلم بیست، حسن فتحی برای فیلم پستچی سه بار در نمیزند، واروژ کریم مسیحی باری فیلم تردید، تهمینه میلانی برای فیلم سوپر استار، بهرام بیضایی برای فیلم وقتی همه خوابیم، اصغر فرهادی باری فیلم درباره الی …
بهترین فیلمنامه: فرید مصطفوی و ابوالحسن داوودی (زادبوم)
نامزدهای بهترین فیلمنامه:
——————————
حسین مهکام و عبدالرضا کاهانی (بیست)، واروژ کریم مسیحی (تردید)، اصغر فرهادی (درباره الی…)، فرید مصطفوی و ابوالحسن داوودی (زادبوم)، تهمینه میلانی (سوپر استار)، پرویز شهبازی (عیار ۱۴)
بهترین بازیگر نقش اول زن: لیلا حاتمی (بیپولی)
نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول زن
—————————————
لیلا حاتمی (بیپولی)، ترانه علیدوستی (تردید)، باران کوثری (حیران)، فریده فرامرزی (صندلی خالی)، مونا احمدی (کودک و فرشته)
بهترین بازیگر نقش اول مرد:شهاب حسینی (سوپر استار)
نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول مرد
——————————————
پرویز پرستویی (بیست)، شهاب حسینی (درباره الی…)، مسعود رایگان (زادبوم)، شهاب حسینی (سوپر استار)، محمدرضا فروتن (عیار ۱۴)
بهترین بازیگر مکمل زن: مهتاب کرامتی (بیست) بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: علیرضا خمسه (بیست)
محکمه ی الهی بر پا شده
خدا نشسته،مردم از زن و مرد
ردیف ردیف مقابلش واستادن
چرتکه گذاشته و حساب می کنه
به بنده هاش عتاب خطاب می کنه
می گه چرا این همه لج می کنید
راهتونو بی خودی کج می کنید
آیه فرستادم که آدم بشید
با دلخوشی کنار هم جمع بشید
دلای غم گرفته رو شاد کنید
با فکرتون دنیا رو آباد کنید
عقل دادم برید تدبر کنید
نه اینکه جای عقل کاه پر کنید
من بهتون چقدر ماشاالله گفتم
نیافریده باریک الله گفتم
از توی جمع یکی بلند شد واستاد
بلند بلند هی صلوات فرستاد
گفت چرا هیشکی روسری سرش نیست
پس چرا هیشکی پیش همسرش نیست
چرا زنا این جوری بد لباسن؟
مردای غیرتی کجا پلاسن؟
خدا بهش گفت بتمرگ!حرف نزن
اینجا که فرقی ندارن مرد و زن
یارو کنف شد،ولی از رو نرفت
حرف خدا از تو گوشاش تو نرفت!
....
اون که تو دنیا مثل توپ صدا کرد
همون که این لامپا رو اختراع کرد
همون که کاراش عالی بود،اون دیگه
بگید بابا!توماس ادیسون دیگه
خدا بهش گفت:دیگه پایین نیا
یه راست برو بهشت پیش انبیا
وقتو تلف نکن توماس زود برو
از روی پل نری یه وقت می افتی
می گم هوایی ببرند و مفتی
باز حاجی ساکت نتونست بشینه
گفت که مفهوم عدالت اینه؟
توماس ادیسون که مسلمون نبود
این بابا اهل دین و ایمون نبود
نه روضه رفته بود نه پای منبر
نه شمر می دونست چیه نه خنجر
یه رکعتم نماز شب نخونده
با سیم میم هاش شبو به صبح رسونده
حرفای یارو که به اینجا رسید
خدا یه آهی از ته دل کشید
مراسم گراميداشت پرويز دوايي با رونمايي از كتاب تازهي اين نويسنده و مترجم آثار داستاني و سينمايي برگزار ميشود.
به گزارش (ايسنا)، اين مراسم با سخنراني افرادي از جمله: احمدرضا احمدي، مسعود كيميايي، جمشيد ارجمند، علي بهزادي، ابراهيم حقيقي و هوشنگ گلمكاني همراه است.
همچنين در مراسم يادشده، از مجموعهي داستان «امشب در سينما ستاره» - تازهترين اثر منتشرشدهي دوايي -، كه از سوي نشر روزنهكار منتشر شده است، رونمايي ميشود.
مراسم گراميداشت دوايي به همت نشر يادشده و با حمايت مالي شركت پركيش، روز چهارشنبه (چهارم ديماه) از ساعت 18 تا 20 در فرهنگسراي ارسباران برپا خواهد شد.
مجموعهي داستان «امشب در سينما ستاره» شامل 20 داستان كوتاه است كه فضاي آن تقريبا به يكي ديگر از مجموعههاي داستان اين نويسنده - «بلوار دلهاي شكسته» - شباهت دارد.
دوايي پيشتر دربارهي اين مجموعه گفته بود: اين داستانها از گذشتههاي دورتر و نزديكتر آغاز و به حال و هواي روزهاي كهنسالي ختم ميشوند و تعدادي از آنها حالت نامه دارند. ...

کنسرت مشترک علیرضا عصار، مهران مدیری، مانی رهنما و رضا یزدانی که با همراهي با سازمان ملل متحد برگزار میشد به پایان رسید.
شب تولد امام رضا (ع) بود خیابان های اطراف میدان فاطمی شلوغ و هوا سرد. جمعیت مقابل تالار بزرگ کشور منتظر باز شدن درهای ورودی اما در هایی که قرار بود راس 18:30 دیگر بسته شوند هنوز باز نشده بود. و بالاخره با بیش از یک ساعت تاخیر ساعت 20:15 گروه به روی صحنه آمد.
اولین اجرا برای مانی رهنما بود که زمان زیادی هم برای خود تو این فرصت پیش آمده گرفته بود. رهنما در آغاز قطعه ای به نام آرتيست را به یاد خسرو شكيبايي وبعد گلچینی از قطعه های جدید و قدیم خود اجرا کرد.
بعد او مهران مدیری به روی صحنه آمد که تا چند دقیقه با گفتن هر کلمه ای برای خوش آمد گویی مورد تشویق قرار می گرفت که بیش تر برای خاطره خوشی بود که حاضرین از او در سریال ها و فیلم های پر بیننده این سال ها به یاد دارند. مدیری دو قطعه دشتی خراسانی نیز اجرا کرد که قابلیت های او را در آواز و موسیقی هم به نوعی اثبات کرد.
در بین حاضرین چهره های شناخته شده ای همچون محمدرضا فروتن . حبیب رضایی . سروش صحت هادی ساعی و... دیده میشد.
قسمت دوم این برنامه با اجرای رضا یزدانی از سرگرفته شد .خواننده ای که این روزها یکی از آهنگ های او در تیتراژ سریال مرگ تدریجی یک رویا (فریدون جیرانی) هر هفته پخش میشود. و به همین دلیل با وجود اسرار حاضرین از خواندن این قطعه تا پایان پخش این سریال خودداری کرد . یزدانی ترانه هایی از فیلم های کیمیایی نیز اجرا کرد و با قطعه ای به نام خلیج فارس که با استقبال خوبی مواجه شد اجرای خود را تمام کرد.
انتظار ها به پایان رسید و خواننده ای که اغلب به عشق و علاقه او آمده بودند بروی صحنه آمد.

علیرضا عصار.
عصار که در 4 سال اخیر امکان اجرا پیدا نکرده بود با گروه یکدست مشکی پوش خود به اجرا برنامه پرداخت.نکته جالب پیوستن دوباره فواد حجازی به گروه و برطرف شذن تمامی شایعات مبنی بر جدایی این دو زوج هنری بود.
ابتدا موزیک بی کلام ای کاروان توسط گروه اجرا شد و بعد از حاضر شدن عصار بر روي صحنه که با شور و تشویق زیادی همراه بود مثل همیشه ابتدا شعري در مدح حضرت علي (ع) دكلمه كرد .
عصار گفت: امشب پايان يك انتظار سه چهار ساله براي من و فواد (حجازي) است.و بعد از توضیحی درباره ی این کنسرت خیریه که به خاطر همان حاضر به اجرای چنین فرمی (كنسرت چهار نفره) شده گفت : در کشور ثروتمند ما نباید این قدر فقر و نتوانی باشد.
در ادامه گروه به اجرای قطعات کوچ عاشقانه . حال من بی تو. عشق الهی و خیال نکن که با هم خوانی مخاطبین همراه بود پرداخت. خیال نکن ( ترانه ای از شاهکار بینش پژوه ) که در بین عوام بیشتر شناخته شده در دو قسمت با همراهی بسیار زیاد حاضرین اجرا شد .
علیرضا عصار به طور مجزا اسفند ماه به اجرای برنامه خواهد پرداخت.
.
اسمش را بیشتر بهعنوان منتقد فیلم، در مجله «سپیدوسیاه» و «ستاره سینما» دیده بودم. این «سپیدوسیاه»ی كه «دوایی» در آن مینوشت، مثل مجلّاتِ خارجی، از ته ورق میخورد؛ یعنی از همان صفحههای آخری كه «دوایی» درباره فیلمهایی كه دیده بود مینوشت. یادم هست اولین فیلمم «بیگانه بیا» را كه ساختم، زمستان بود. برف میبارید و فقط پنج سینما آن فیلم را نشان دادند. رفته بودم «سینما مهتاب» كه ببینم چهكسانی برای تماشای فیلمم میآیند. «سینما مهتاب» یك سینمای بزرگ بود كه الان بسته شده. نزدیك «سینما آسیا» بود، نزدیكِ خیابانِ «نادری». رفتم و دیدم كه نزدیك به سینفر توی سالن نشستهاند. زمستان بود بههرحال. بیرون آمدم و خواستم با تماشاگرانی كه توی سالن بودهاند از در سینما بیرون بیایم كه بین جمعیت «پرویز دوایی» را دیدم. همدیگر را به قیافه میشناختیم. یادم هست در مجله «ستاره سینما» همه جمع میشدند و بعد از سلامعلیك با كارگردان، راجعبه این حرف میزدند كه فیلمت «فیلمفارسی» بود، یا نبود. از آن به بعد بود كه با «دوایی» دوست و رفیق نزدیك و حتی دوست خانوادگی شدیم. چهارسال از من بزرگتر بود و خوب میشد از او آموخت. خیلی میشد از او آموخت. و من از او آموختم. من از «ژان نگولسكو» خیلی آموختم كه وقتی به ایران آمد، آسیستانش بودم، اما از «دوایی» خیلی بیشتر آموختم؛ چون «دوایی» صاحب یك «ذهنِ خلّاق» بود. بلد بود بنویسد ودر نقد فیلمهایی كه مینوشت همین «خلّاقیت» را میشد دید. «قیصر» كه ساخته شد، آقای دكتر «هوشنگ كاووسی»، آقای مهندس «هوشنگ طاهری» و آقای «هژیر داریوش» مخالفش بودند؛ سینماخواندههایی كه در مدرسههای سینمایی اروپا (ایدكِ فرانسه، یا سینماتجربه رُم) تحصیل كرده بودند. بعد هم برگشته بودند، بدون اینكه فیلمی ساخته باشند. همین چندنفر بودند كه «قیصر» را دوست نداشتند، ولی آنها كه دوستش داشتند، خیلی بیشتر از اینها بودند. گاهی شنیدهام كه میگویند «قیصر» دو قطبِ موافق و مخالف داشت، ولی اینطور نبود. مخالفان فیلم چون در تلویزیون بودند، طوری وانمود میكردند كه انگار تعدادشان زیاد است. درواقع، داشتند خودشان را تبلیغ میكردند. میگفتند این فیلم داستان «تحجّر» است. امّا تعدادشان واقعاً كم بود. یادم هست منتقدان «ستاره سینما» كه «پرویز دوایی»، «پرویز نوری»، «منوچهر جوانفر»، «ناصر نویدر»، نامه بلندبالایی به «رضا قطبی»، كه آنوقتها رئیس تلویزیون ملّی بود، نوشتند و گفتند «قیصر» سینمای ملّی ماست. كاركنان تلویزیون شما هرچند خودشان سینما خواندهاند، ولی نمیتوانند این سینمای ملّی را ببینند. اگر تلویزیونی كه شما رئیسش هستید، تلویزیون ملّیست، باید از كارگردان یك فیلم ملّی دعوت كند و درباره فیلمش با او حرف بزند. چون آنها زیر اسمشان را «دكتر» امضا میكردند، منتقدان «ستاره سینما» هم قبل از اسمشان یك «دكتر» گذاشتند! شوخی بامزّهای بود. بهخاطر همین نامه از من خواستند به تلویزیون بروم و در برنامهای راجع به «قیصر» شركت كنم. اوّلش قبول نكردم، ولی بعد رفتم و آن برنامه را هم داده بودند «هژیر داریوش» (خدابیامرزدش) و «هوشنگ كاووسی» سوئیچ كنند! «پرویز دوایی» ایننوع سینمایی را كه من میساختم، دوست داشت؛ چون هردو ما از یكجا میآمدیم. از فیلمهای وسترن، از سینمای آمریكا. علاقه مشترك داشتیم و گاهی هم سینما میرفتیم و باهم فیلم میدیدیم. یادم هست یكی از آخرین فیلمهایی كه با هم در سینما دیدیم، «جنگیر» [ساخته ویلیام فریدكین] بود. در این سیوچندسالی كه «پرویز دوایی» از ایران رفته، نبودنش را در نقد فیلم ایران واقعاً احساس میكنم. فارسیِ «دوایی» فارسیِ درخشانی بود و به حسّش درباره سینما خیلی كمك میكرد. كسی نمیتوانست مثل «دوایی» درباره سینما بنویسد، چون دانستههایش بیرون از سینما هم زیاد بود. فقط سینما نبود. دیگران هم فیلم میدیدند و نقد مینوشتند، ولی هیچكدام «پرویز دوایی» نشدند. وقتی مینوشت، واقعیت با او بود، هستی با او بود. دلم میخواهد كه فارسیِ «دوایی» را به سینما تبدیل كنم. دوست دارم یكی از داستانهایش را بسازم. داستانهایش واقعاً زیبا هستند، اما سینمای حالا، اجازه این كار را نمیدهد. اصلاً ایننوع تفكر جزء «تهِ صندوقی»هاست، نمیخواهم بگویم «نوستالژیك»، چون بهنظرم «تهِ صندوقی»ست. برای همین هم دوستش دارم.
شهروند امروز
مهران مديري بازيگر شناخته شده سينما و تلويزيون از زمستان سال 1383 تاكنون اجراي زنده نداشته است و مخاطبان بسياري را به سالن خواهد كشاند.
عليرضا عصار كه آخرين آلبومش را در استوديوي معروف «abby road» لندن با همكاري شهرداد روحاني ضبط و منتشر كرد مدت هاست اجراي زنده نداشته است و طرفداران بیشمار او منتظر دیدار ستاره ی موزیک پاپ ایران هستند. بر اساس اطلاعاتي كه در سايت شخصي عليرضا عصار موجود است آخرين كنسرت عصار پنج سال پيش برگزار شده و از آن زمان تاكنون عصار روي صحنه نرفته است. ماني رهنما هم مدت زيادي است كه روي صحنه نرفته است.
.
اين اجرا مي تواند سرآغازي براي اجراهاي زنده خوانندگان پاپ باشد. خوانندگاني همچون محسن چاوشي كه با زحمت بسيار بالاخره اولين آلبومش را منتشر كرد و طرفداران او در انتظار اولين اجراي زنده او هستند.
منبع: اعتماد

"فتنه" اروپاییان را علیه دین تو دیدم .بر خود لرزیدم. آن همه
خشونت , آن همه
قسا وت وآن همه سیاهی آیا براستی از دین تو برخواسته بود؟ در همه صحنه ها کشتار بود و خون بود ونمایش هایی
از جنون!
شمشیر هایی نشان داده می شد که از آن ها خون می چکید وصورت هایی که تنها خشونت
وانزجار را فریاد می زدند.
با خود گفتم کاش بودی و می دیدی که همان "بنی قریظه های" روزگارت
چقدر مدرن شده اند و"احد" نشینان معاصر در غفلت مخالفان دین تو ,از کدام
کوره راه آمده اند تا پشت یاران تو را بشکنند.
تویی که همواره از رافت و رحمت سخن گفتی و تو که سراسر زندگی ات امین مردمان و همپیمان ستم دیدگان بودی و بر
این خصلت فخر می کردی. تو که حتی بر دشمنا
نت خشم نگرفتی و به دنبال بهانه برای بخشش دست پروردگان جاهلیت بودی . تو که....
آری تو که دینت را با سلم و سلام و سلامتی آغاز کردی و خدایت نیز گواهی داد که
اگر هرکس دیگری جز تو این رسا لت را
برعهده می گرفت , در برابر این همه ناگواری ها سر سختی و تند خویی می کرد و نرم خویی را فرو می گذاشت.....
اینک در انظار دیگران واژگونه می نمایی و مظهر تند خویی و خشونت می پندارند ت....
می دانم که در آن نگاه و سکوت پر معنایت چه می گویی!
تو را از دو سو آزرده اند: دوستان ناآگاه و دشمنان بی انصا ف.
در نگاه تو می خوانم که یاران ناآگاه , به نام دین تو , چه خون ها که نریخته
اند و چه آتش ها که به پا نکرده اند. چرایش را نمی دانم اما می دانم که از دست
ایشان خون جگر شده ای!
این را هم می دانم که اگر این دینداران پر ادعا پوستین سفید دین را واژگونه و سیاه نکرده بودند ,
دشمنان فرصت طلب , هرگزمجال این همه
گستاخی و بی پروایی نمی یافتند.
باری این درد نامه را از مرکز اروپا برایت می نویسم , از میانه ی سیاه بازار
تبلیغات رنگارنگ , در بحبوحه" فتنه های" خوش آهنگ.
اگر طلبیدی و کنارت آمدم , از نزدیک درد دلهای بیشتری با تو
خواهم داشت .
تا آن زمان...









(بهروز وثوقي) : خوش به سعادتتون كه ميرين روضه ، جاتون وسط بهشته ، ما
كه دنيامون شده آخرت يزيد . كيه ما رو ببره روضه ؟
آقا مجيد تو رو چه به روضه ، روضه خودتي ، گريه كن نداري ، وگرنه خودت مصيبتي ، دلت كربلاس !
سوته دلان - مرحوم علي حاتمي

"ده نکته برای نوشتن داستانی در حد انتشار " عنوان مقاله ای است از لسلی کاین و ترجمه علیرضا اجلی .فکر میکنم مطلب مفیدییه, حداقل برای خود من چنین بود.
-هر چه می خواهی بنویس.
مشخص
کن که برای تو چه جالب است، جالب ترین موضوعات را در زندگی ات پیدا کن، و
از نگاه خاص خودت بنویس. بزرگترین مزیت ها در صنعت نشر این است که ما مالک
داستانیم و تنها ما می توانیم بنویسیم. از این فرصت باید استفاده کرد.
-با گفتن جزئیات، صحنه ها را تأثیر گذارتر کن.
-کشمکش دل و جان داستان است.
-خودت با دست خودت همه چیز را خراب نکن.
و
...
چند روز پیش تونستم آخرین فیلم خانم درخشنده رو ببینم . بچه های ابدی
سوژه فیلم ذهن آدم رو واقعا درگیر میکنه. نتونستم دربارش متنی بنویسم اما وقتی نام بچه های ابدی رو میشنوم این کلمات به ذهنم خطور میکند:
بچه های ابدی .عشق.تردید..تعهد.ازدواج. مقاومت.ممانعت. خواستن توانستن است .قلب.مادر.گمشدن معتاد. سو استفاده. علی و علی ها .چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید...
ترك من خراب شبگرد مبتلا كن
ماييم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهي بيا ببخشا خواهي برو جفا كن
درديست غير مردن كانرا دوا نباشد
در خواب دوش پيري در كوي عشق ديدم
با دست اشارتم كرد كه عزم سوي ما كن

برای شنیدن یکی از اجرا های این ترانه اینجا را کلیک کنید
نسخه قانون ما عین شفاست/
مصحف ما مستفاد از مصطفاست
ای مبارک آن گلیم گل تو را /
وی خنک آن وصف مزّمّل تو را
نه ملک بودی نه دلخسته ز خاک /
ای بشیر ما بشر بودی و پاک