تبليغاتX
ایستگاه آبشار
برخی از دلایلی که باید بین این دو نامزد( مهدی کروبی و میر حسین موسوی) به میر حسین رای داد را دهخدای معاصر ما( که گاهی به جد و گاهی به طنز قدم های بزرگی در راه پیشرفت آزادی و اندیشه و موج اصلاحات را داشته است) به خوبی بیان کرده است:

موسوی سرمنشاء اصلاح طلبی است، اساسا اندیشه اصلاح از او آغاز می شود و تمام بزرگان اصلاحات کارکنان دولت او بودند، سید محمد خاتمی، ابطحی، کرباسچی، مهاجرانی، همه و همه کسانی بودند که در دولت او تربیت شدند. بعدها موسوی با حذف جریان چپ حاشیه نشین شد. در تمام این سالها موسوی به عنوان نامزد اصلاح طلبان مطرح بود و هست، از انتخابات دوم خرداد تا انتخابات سوم تیر و انتخابات 22 خرداد.

:   موسوی اصلاح طلبی راستگوست. یکی از مهم ترین مشخصه های موسوی این است که او نه تنها اصلاح طلب است، بلکه تصادفا در میان رهبران سیاسی ایران راستگو هم هست. او کاری را وعده می دهد که می تواند یا می خواهد بکند، او رای نمی خرد و وعده پرداخت پول نمی دهد، او به اعضای ستادش وعده وزارت نمی دهد چون می داند که فلان وزیر اصلا در مجلس هشتم رای اعتماد نمی تواند بگیرد، او پولی برای خرج کردن برای تبلیغاتش ندارد و به همین دلیل بسیاری از حامیانش کسانی هستند که نه تنها پولی بابت حمایت از موسوی نمی گیرند، بلکه هزینه و وقت و حیثیت خود را صرف انتخاب موسوی می کنند.

موسوی توانسته است با کمک جوانان کشور و مردم، موج سبز را به عنوان یک موج قوی پس از مدتها سکوت و سکون پس از چهار سال به راه بیندازد. " ما" با حمایت از موسوی امکان پیروزی بزرگ او را فراهم کردیم و این ممکن نبود، مگر با قابلیت های او، کوله باری از تجربه، همسری قابل و اندیشمند که اگر فراتر از خودش نباشد، همسان اوست.

 

و این توانایی شان را دو چندان می کند، پاکدستی و ساده زیستی که برای عموم مردم ما اهمیت دارد و از همه مهم تر روبرو قرار گرفتن با نامزد محافظه کاران که به نظر می رسد قافیه را از همین حالا باخته است. موسوی را انتخاب کردیم نه بخاطر اینکه برتری های بسیاری بر کروبی داشت، اگر چه این هم بود، اما، علت اصلی انتخاب موسوی قابلیت های او برای پیروزی در دور اول و بخصوص دور دوم است.... من شخصا به کروبی با ستاد موجودش احترام می گذارم، اما این ستاد نمی تواند رای اعتماد مجلس هشتم را براحتی بگیرد و از سوی دیگر بخش وسیعی از این ستاد فقط دکوراسیون انتخاباتی است.

 

ما پیروز شده ایم، شهرها در دست ماست. شهرها همین حالا هم زیر لایه خوشرنگی از سبز انتظار سرآمدن زمستان احمدی نژاد را می کشد. حالا می خواهیم هر ایرانی که کشورش را دوست دارد، دستانش را سبز سبز کند و دیوارهای شهر را رنگ کند، ما شهری پر از شور زندگی و رنگ می خواهیم، ما این روزها نیازمند شعر و شور و زندگی و فریاد هستیم تا صدای ساعت را بشنویم و آخرین لحظه ها را انتظار بکشیم، تا ده روز دیگر که صدای ایران را بشنویم که " احمدی نژاد" رفت، حالا دیگر می شود خندید. و چه خنده ها خواهیم زد.

.........................................................................................................................................................

پی نوشت: تا اطلاع ثانوی  عشق  آزادی  عدالت  صداقت... تعطیل عزیز! 

نوشته شده توسط وحید موحدی در Tue 2 Jun 2009 |

دلم گرفته است

به ايوان مي روم و انگشتانم را

بر پوست كشيده شب مي كشم

چراغهاي رابطه تاريكند

چراغهاي رابطه تاريكند

كسي مرا به آفتاب

معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردني است.

نوشته شده توسط وحید موحدی در Wed 20 May 2009 |
خداحافظ پل...

           سلام سگ ماهی...

داستان همین ۴ کلمه بود!

نوشته شده توسط وحید موحدی در Thu 12 Mar 2009 |
یک خبر بسیار خوش اینکه  مدیر برنامه و سرپرست ارکستر علیرضا عصار در گفتگو با عصار فنز عنوان کرد :

کنسرت بزرگ 87 علیرضا عصار و فواد حجازی در تاریخ 22 و 23 اسفند ماه و در دو سانس 18 و 21 برگزار خواهد شد.این بار نیز تالار وزارت کشور میزبان هواداران عصار خواهد بود.

ارکستر 70 نفره این کنسرت به رهبری فواد حجازی و سرپرستی حبیب صبور به روی صحنه خواهد رفت.  30درصد قطعات این کنسرت مربوط به آثار جدید عصار و 70 درصد آن گلچینی از قطعات گذشته خواهد بود.بلیط های این کنسرت از 15 تا  40هزار تومان قیمت گذاری شده و در سایت های ایران کنسرت و عصار کنسرت بفروش میرسد.

(قابل ذکر است که در همان دو روز اول ثبت نام  بلیت های ۱۵ و۲۰ تمام شد)

علیرضا عصار این روزها مشغول تمرین با گروه زهی این ارکستر است و هفته پیش تمرینات با  گروه پاپ انجام شد. 

 پی نوشت: برای اوناییکه بلیت گیرشون نیمد. شنبه هم اضافه شد.

نوشته شده توسط وحید موحدی در Mon 2 Mar 2009 |

 آره فبول داریم. ما بچه های خوبی واسه بابامون نبودیم. اون رو گذاشته بودیم خونه سالمندان و دیر بهش سر می زدیم، هرچی می گفت: بیشترسربزنین، می گفتیم: کارداریم. می گفت: دلم واسه بچه هاتون تنگ شده، می گفتیم: اونا هم درس دارن. آره ! در حق اون ظلم کرده بودیم.
اما الان حدود یک ماهه که بچه های خوبی واسه بابامون شدیم. اون رو از خونه سالمندان آوردیم بیرون. دیگه هر هفته بهش سر می زنیم. بچه هامون رو هم با خودمون می بریم.
حالا هم میخوایم واسش یه مراسم چهلم عالی و با کلاس بگیریم...

نوشته شده توسط وحید موحدی در Mon 2 Mar 2009 |

بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر با معرفی آثار برگزیده  تمام شد.

بهترین فیلم: تردید (به تهیه‌کنندگی سعید سعدی)     
جایزه ویژه هیئت داوران: عیار۱۴(تهیه‌کننده: پرویز شهبازی)
نامزد بهترین فیلم:
———————
بیست به تهیه‌کنندگی پوران درخشنده، پستچی سه بار در نمی‌زند به تهیه‌کنندگی جواد نوروز بیگی، تردید به تهیه‌کنندگی سعید سعدی، درباره الی… به تهیه‌کنندگی اصغر فرهادی، زادبوم به تهیه‌کنندگی ابوالحسن فرهادی، وقتی همه خوابیم به تهیه‌کنندگی بهرام بیضایی

بهترین کارگردانی: اصغر فرهادی درباره الی…
نامزدهای بهترین کارگردانی:
——————————-
عبدالرضا کاهانی برای فیلم بیست، حسن فتحی برای فیلم پستچی سه بار در نمی‌زند، واروژ کریم مسیحی باری فیلم تردید، تهمینه میلانی برای فیلم سوپر استار، بهرام بیضایی برای فیلم وقتی همه خوابیم، اصغر فرهادی باری فیلم درباره الی …

بهترین فیلمنامه: فرید مصطفوی و ابوالحسن داوودی (زادبوم)
نامزدهای بهترین فیلمنامه:
——————————
حسین مهکام و عبدالرضا کاهانی (بیست)، واروژ کریم مسیحی (تردید)، اصغر فرهادی (درباره الی…)، فرید مصطفوی و ابوالحسن داوودی (زادبوم)، تهمینه میلانی (سوپر استار)، پرویز شهبازی (عیار ۱۴)

بهترین بازیگر نقش اول زن: لیلا حاتمی (بی‌پولی)
نامزد‌های بهترین بازیگر نقش اول زن
—————————————
لیلا حاتمی (بی‌پولی)، ترانه علیدوستی (تردید)، باران کوثری (حیران)، فریده فرامرزی (صندلی خالی)، مونا احمدی (کودک و فرشته)

بهترین بازیگر نقش اول مرد:شهاب حسینی (سوپر استار)
نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول مرد
——————————————
پرویز پرستویی (بیست)، شهاب حسینی (درباره الی…)، مسعود رایگان (زادبوم)، شهاب حسینی (سوپر استار)، محمدرضا فروتن (عیار ۱۴)

بهترین بازیگر مکمل زن: مهتاب کرامتی (بیست)

بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: علیرضا خمسه (بیست)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید موحدی در Wed 11 Feb 2009 |

محکمه ی الهی بر پا شده
خدا نشسته،مردم از زن و مرد
ردیف ردیف مقابلش واستادن
چرتکه گذاشته و حساب می کنه
به بنده هاش عتاب خطاب می کنه
می گه چرا این همه لج می کنید
راهتونو بی خودی کج می کنید
آیه فرستادم که آدم بشید
با دلخوشی کنار هم جمع بشید
دلای غم گرفته رو شاد کنید
با فکرتون دنیا رو آباد کنید
عقل دادم برید تدبر کنید
نه اینکه جای عقل کاه پر کنید
من بهتون چقدر ماشاالله گفتم
نیافریده باریک الله گفتم

از توی جمع یکی بلند شد واستاد
بلند بلند هی صلوات فرستاد
گفت چرا هیشکی روسری سرش نیست
پس چرا هیشکی پیش همسرش نیست
چرا زنا این جوری بد لباسن؟
مردای غیرتی کجا پلاسن؟
خدا بهش گفت بتمرگ!حرف نزن
اینجا که فرقی ندارن مرد و زن
یارو کنف شد،ولی از رو نرفت
حرف خدا از تو گوشاش تو نرفت!

....

اون که تو دنیا مثل توپ صدا کرد
همون که این لامپا رو اختراع کرد
همون که کاراش عالی بود،اون دیگه
بگید بابا!توماس ادیسون دیگه
خدا بهش گفت:دیگه پایین نیا
یه راست برو بهشت پیش انبیا
وقتو تلف نکن توماس زود برو
از روی پل نری یه وقت می افتی
می گم هوایی ببرند و مفتی
باز حاجی ساکت نتونست بشینه
گفت که مفهوم عدالت اینه؟
توماس ادیسون که مسلمون نبود
این بابا اهل دین و ایمون نبود
نه روضه رفته بود نه پای منبر
نه شمر می دونست چیه نه خنجر
یه رکعتم نماز شب نخونده
با سیم میم هاش شبو به صبح رسونده
حرفای یارو که به اینجا رسید
خدا یه آهی از ته دل کشید

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید موحدی در Sat 31 Jan 2009 |

مراسم گرامي‌داشت پرويز دوايي با رونمايي از كتاب تازه‌ي اين نويسنده و مترجم آثار داستاني و سينمايي برگزار مي‌شود.

به گزارش (ايسنا)، اين مراسم با سخنراني افرادي از جمله: احمدرضا احمدي، مسعود كيميايي، جمشيد ارجمند، علي بهزادي، ابراهيم حقيقي و هوشنگ گلمكاني همراه است.

همچنين در مراسم يادشده، از مجموعه‌ي داستان «امشب در سينما ستاره» - تازه‌ترين اثر منتشرشده‌ي دوايي -، كه از سوي نشر روزنه‌كار منتشر شده است، رونمايي مي‌شود.

مراسم گرامي‌داشت دوايي به همت نشر يادشده و با حمايت مالي شركت پركيش، روز چهارشنبه (چهارم دي‌ماه) از ساعت 18 تا 20 در فرهنگسراي ارسباران برپا خواهد شد.

مجموعه‌ي داستان «امشب در سينما ستاره» شامل 20 داستان كوتاه است كه فضاي آن تقريبا به يكي ديگر از مجموعه‌هاي داستان اين نويسنده - «بلوار دل‌هاي شكسته» - شباهت دارد.

دوايي پيش‌تر درباره‌ي اين مجموعه گفته بود: اين داستان‌ها از گذشته‌هاي دورتر و نزديك‌تر آغاز و به حال‌ و هواي روزهاي كهنسالي ختم مي‌شوند و تعدادي از آن‌ها حالت نامه دارند. ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید موحدی در Mon 22 Dec 2008 |
  • ...
     تنهایی .پاییز.خش خش برگ های زرد.دوست داشتن. غروب. شوق .تولد .سکوت. شب یلدا .با هم و بی هم بودن.حافظ .مهر و امید  .باران. سکوت  و باز تنهایی!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید موحدی در Sun 21 Dec 2008 |

کنسرت مشترک علیرضا عصار، مهران مدیری، مانی رهنما و رضا یزدانی که با همراهي با سازمان ملل متحد برگزار میشد  به پایان رسید.

 شب تولد امام رضا (ع)  بود خیابان های اطراف میدان فاطمی شلوغ  و هوا سرد. جمعیت مقابل  تالار بزرگ کشور منتظر باز شدن درهای ورودی اما در هایی که قرار بود راس 18:30 دیگر بسته شوند هنوز باز نشده بود. و بالاخره  با بیش از یک ساعت تاخیر ساعت 20:15 گروه به روی صحنه آمد.

 اولین اجرا برای مانی رهنما بود که زمان زیادی هم برای خود تو این فرصت پیش آمده گرفته بود. رهنما  در آغاز قطعه ای به نام  آرتيست را به یاد خسرو شكيبايي  وبعد  گلچینی از قطعه های  جدید و قدیم خود اجرا کرد.

 بعد او مهران مدیری به روی صحنه آمد که تا چند دقیقه با گفتن هر کلمه ای برای خوش آمد گویی مورد تشویق قرار می گرفت  که بیش تر برای خاطره خوشی بود که حاضرین از او در سریال ها و فیلم های پر بیننده این سال ها  به یاد دارند. مدیری دو قطعه دشتی خراسانی نیز اجرا کرد که قابلیت های او را در آواز و موسیقی هم به نوعی اثبات کرد.

 در بین حاضرین  چهره های شناخته شده ای همچون محمدرضا فروتن . حبیب رضایی . سروش صحت  هادی ساعی و... دیده میشد.

 قسمت دوم این برنامه با اجرای رضا یزدانی  از سرگرفته شد .خواننده ای که این روزها یکی از آهنگ های او در تیتراژ سریال  مرگ تدریجی یک رویا (فریدون جیرانی)  هر هفته پخش میشود. و به همین دلیل با وجود اسرار حاضرین از خواندن این قطعه تا پایان پخش این سریال خودداری کرد . یزدانی ترانه هایی از فیلم های کیمیایی نیز اجرا کرد و با قطعه ای به نام خلیج فارس که با استقبال خوبی مواجه شد اجرای خود را تمام کرد.

  انتظار ها به پایان رسید و خواننده ای که اغلب به عشق و علاقه او آمده بودند بروی صحنه آمد.

علیرضا عصار.

عصار که در 4 سال اخیر امکان اجرا پیدا نکرده بود با گروه یکدست مشکی پوش خود به اجرا برنامه پرداخت.نکته جالب پیوستن دوباره فواد حجازی به گروه و برطرف شذن تمامی شایعات مبنی بر جدایی این دو زوج هنری بود.

ابتدا موزیک بی کلام  ای کاروان  توسط گروه اجرا شد و بعد از حاضر شدن عصار بر روي صحنه که با شور و تشویق زیادی همراه بود مثل همیشه ابتدا  شعري در مدح حضرت علي (ع) دكلمه كرد .

عصار گفت: امشب پايان يك انتظار سه چهار ساله براي من و فواد (حجازي) است.و بعد از توضیحی درباره ی این کنسرت خیریه که به خاطر همان حاضر به اجرای چنین فرمی (كنسرت چهار نفره) شده گفت :        در کشور ثروتمند ما  نباید این قدر فقر و نتوانی باشد.

در ادامه گروه به اجرای قطعات  کوچ عاشقانه . حال من بی تو.  عشق الهی  و خیال نکن  که با هم خوانی  مخاطبین همراه  بود   پرداخت. خیال نکن ( ترانه ای  از شاهکار بینش پژوه ) که در بین عوام بیشتر شناخته شده   در دو قسمت  با همراهی بسیار زیاد حاضرین  اجرا شد .

علیرضا عصار به طور مجزا اسفند ماه  به اجرای برنامه خواهد پرداخت.

.

نوشته شده توسط وحید موحدی در Wed 19 Nov 2008 |
پرویز دوایی» را می‌شناختم؛

 اسمش را بیش‌تر به‌عنوان منتقد فیلم، در مجله «سپید‌وسیاه» و «ستاره سینما» دیده بودم. این «سپید‌وسیاه»ی كه «دوایی» در آن می‌نوشت، مثل مجلّاتِ خارجی، از ته ورق می‌خورد؛ یعنی از همان صفحه‌های آخری كه «دوایی» درباره فیلم‌هایی كه دیده بود می‌نوشت. یادم هست اولین فیلمم «بیگانه بیا» را كه ساختم، زمستان بود. برف می‌بارید و فقط پنج سینما آن فیلم را نشان دادند. رفته بودم «سینما مهتاب» كه ببینم چه‌كسانی برای تماشای فیلمم می‌آیند. «سینما مهتاب» یك سینمای بزرگ بود كه الان بسته شده. نزدیك «سینما آسیا» بود، نزدیكِ خیابانِ «نادری». رفتم و دیدم كه نزدیك به سی‌نفر توی سالن نشسته‌اند. زمستان بود به‌هرحال. بیرون آمدم و خواستم با تماشاگرانی كه توی سالن بوده‌اند از در سینما بیرون بیایم كه بین جمعیت «پرویز دوایی» را دیدم. همدیگر را به قیافه می‌شناختیم. یادم هست در مجله «ستاره سینما» همه جمع می‌شدند و بعد از سلام‌علیك با كارگردان، راجع‌به این حرف می‌زدند كه فیلمت «فیلمفارسی» بود، یا نبود. از آن به‌ بعد بود كه با «دوایی» دوست و رفیق نزدیك و حتی دوست خانوادگی شدیم. چهارسال از من بزرگ‌تر بود و خوب می‌شد از او آموخت. خیلی می‌شد از او آموخت. و من از او آموختم. من از «ژان نگولسكو» خیلی آموختم كه وقتی به ایران آمد، آسیستانش بودم، اما از «دوایی» خیلی بیش‌تر آموختم؛ چون «دوایی» صاحب یك «ذهنِ خلّاق» بود. بلد بود بنویسد ودر نقد فیلم‌هایی كه می‌نوشت همین «خلّاقیت» را می‌شد دید. «قیصر» كه ساخته شد، آقای دكتر «هوشنگ كاووسی»،‌ آقای مهندس «هوشنگ طاهری» و آقای «هژیر داریوش» مخالفش بودند؛ سینماخوانده‌هایی كه در مدرسه‌های سینمایی اروپا (ایدكِ فرانسه، یا سینماتجربه رُم) تحصیل كرده بودند. بعد هم برگشته بودند، بدون این‌كه فیلمی ساخته باشند. همین چندنفر بودند كه «قیصر» را دوست نداشتند، ولی آن‌ها كه دوستش داشتند، خیلی بیش‌تر از این‌ها بودند. گاهی شنیده‌ام كه می‌گویند «قیصر» دو قطبِ موافق و مخالف داشت، ولی این‌طور نبود. مخالفان فیلم چون در تلویزیون بودند، طوری وانمود می‌كردند كه انگار تعدادشان زیاد است. درواقع، داشتند خودشان را تبلیغ می‌كردند. می‌گفتند این فیلم داستان «تحجّر» است. امّا تعدادشان واقعاً كم بود. یادم هست منتقدان «ستاره سینما» كه «پرویز دوایی»، «پرویز نوری»، «منوچهر جوانفر»، «ناصر نویدر»، نامه بلندبالایی به «رضا قطبی»، كه آن‌وقت‌ها رئیس تلویزیون ملّی بود، نوشتند و گفتند «قیصر» سینمای ملّی ماست. كاركنان تلویزیون شما هرچند خودشان سینما خوانده‌اند، ولی نمی‌توانند این سینمای ملّی را ببینند. اگر تلویزیونی كه شما رئیسش هستید، تلویزیون ملّی‌ست، باید از كارگردان یك فیلم ملّی دعوت كند و درباره فیلمش با او حرف بزند. چون آن‌ها زیر اسم‌شان را «دكتر» امضا می‌كردند، منتقدان «ستاره سینما» هم قبل از اسم‌شان یك «دكتر» گذاشتند! شوخی بامزّه‌ای بود.  به‌خاطر همین نامه از من خواستند به تلویزیون بروم و در برنامه‌ای راجع به‌ «قیصر» شركت كنم. اوّلش قبول نكردم، ولی بعد رفتم و آن برنامه را هم داده بودند «هژیر داریوش» (خدابیامرزدش) و «هوشنگ كاووسی» سوئیچ كنند! «پرویز دوایی» این‌نوع سینمایی را كه من می‌ساختم، دوست داشت؛ چون هردو ما از یك‌جا می‌آمدیم. از فیلم‌های وسترن، از سینمای آمریكا. علاقه مشترك داشتیم و گاهی هم سینما می‌رفتیم و باهم فیلم می‌دیدیم. یادم هست یكی از آخرین فیلم‌هایی كه با هم در سینما دیدیم، «جن‌گیر» [ساخته ویلیام فریدكین] بود. در این سی‌وچندسالی كه «پرویز دوایی» از ایران رفته، نبودنش را در نقد فیلم ایران واقعاً احساس می‌كنم. فارسیِ «دوایی» فارسیِ درخشانی بود و به حسّش درباره سینما خیلی كمك می‌كرد. كسی نمی‌توانست مثل «دوایی» درباره سینما بنویسد، چون دانسته‌هایش بیرون از سینما هم زیاد بود. فقط سینما نبود. دیگران هم فیلم می‌دیدند و نقد می‌نوشتند، ولی هیچ‌كدام «پرویز دوایی» نشدند. وقتی می‌نوشت، واقعیت با او بود، هستی با او بود. دلم می‌خواهد كه فارسیِ «دوایی» را به سینما تبدیل كنم. دوست دارم یكی از داستان‌هایش را بسازم. داستان‌هایش واقعاً زیبا هستند، اما سینمای حالا، اجازه این كار را نمی‌دهد. اصلاً این‌نوع تفكر جزء «ته‌ِ صندوقی»‌هاست، نمی‌خواهم بگویم «نوستالژیك»، چون به‌نظرم «تهِ صندوقی»ست. برای همین هم دوستش دارم.
شهروند امروز

نوشته شده توسط وحید موحدی در Fri 14 Nov 2008 |
در ادامه اجراهاي موفق چهره هاي موسيقي سنتي در سال جاري بالاخره در فصل پاييز نوبت به موسيقي پاپ رسيد تا تعدادي از چهره هاي شناخته شده اين سبك در كنار يكديگر به اجراي برنامه بپردازند.برنامه فوق از بزرگ ترين كنسرت هاي پاپ از سال 1376 تا به امروز است و در صورت برگزاري اين برنامه كه از 17 آبان آغاز مي شود و تا 22 آبان ماه ادامه خواهد داشت، عليرضا عصار، مهران مديري، رضا يزداني و ماني رهنما در كنار هم به اجراي زنده خواهند پرداخت.اين كنسرت در قالب «اولين جشنواره موسيقي- فرهنگي سازمان ملل متحد» در تالار بزرگ وزارت كشور برگزار مي شود كه اولين دوره آن به مناسبت روز جهاني ايدز است و شعار اين مراسم «هم پيمان در برابر گسترش ايدز» است.اين جشنواره توسط نيكي كريمي و محمدرضا فروتن افتتاح خواهد شد و اين دو هنرمند در لابه لاي اجراها با يكديگر گفت وگو خواهند داشت.ترتيب اجراهاي اين كنسرت به اين شكل است: ماني رهنما، رضا يزداني، مهران مديري و عليرضا عصار. ماني رهنما به عنوان آغازكننده اجراهاي موسيقي كارش را با اجراي قطعه يي در گراميداشت خسرو شكيبايي آغاز خواهد كرد. قيمت بليت هاي اين كنسرت از 15 هزار تومان تا 40 هزار تومان است. قطعاتي كه در اين كنسرت اجرا خواهد شد گزيده يي از آثار قبلي اين خوانندگان به همراه تعدادي قطعه جديد كه تاكنون اجرا نشده، خواهد بود.در اين جمع چهارنفره رضا يزداني كه در موسيقي اش سعي كرد وارد فضاهاي راك و هارد راك شود تنها چهره يي است كه تاكنون اجراي زنده را تجربه نكرده است. البته يزداني براي اجراي اول خود كار سختي پيش رو دارد چرا كه اغلب مخاطبان به واسطه سه چهره ديگر در كنسرت شركت خواهند كرد و امكان دارد نوع موسيقي يزداني مورد قبول اين مخاطبان واقع نشود.

       مهران مديري بازيگر شناخته شده سينما و تلويزيون از زمستان سال 1383 تاكنون اجراي زنده نداشته است و مخاطبان بسياري را به سالن خواهد كشاند.

عليرضا عصار كه آخرين آلبومش را در استوديوي معروف «abby road» لندن با همكاري شهرداد روحاني ضبط و منتشر كرد مدت هاست اجراي زنده نداشته است و طرفداران بیشمار او منتظر دیدار ستاره ی موزیک پاپ ایران هستند. بر اساس اطلاعاتي كه در سايت شخصي عليرضا عصار موجود است آخرين كنسرت عصار پنج سال پيش برگزار شده و از آن زمان تاكنون عصار روي صحنه نرفته است. ماني رهنما هم مدت زيادي است كه روي صحنه نرفته است.

.

اين اجرا مي تواند سرآغازي براي اجراهاي زنده خوانندگان پاپ باشد. خوانندگاني همچون محسن چاوشي كه با زحمت بسيار بالاخره اولين آلبومش را منتشر كرد و طرفداران او در انتظار اولين اجراي زنده او هستند.
    
منبع: اعتماد

نوشته شده توسط وحید موحدی در Sun 2 Nov 2008 |
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین خیالی
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته




تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا...

نوشته شده توسط وحید موحدی در Sun 7 Sep 2008 |

"فتنه" اروپاییان را علیه دین تو دیدم .بر خود لرزیدم. آن همه خشونت , آن همه

 قسا وت وآن همه سیاهی آیا براستی از دین تو برخواسته بود؟  در همه صحنه ها کشتار بود و خون بود ونمایش هایی از جنون!

شمشیر هایی نشان داده می شد که از آن ها خون می چکید وصورت هایی که تنها خشونت وانزجار را فریاد می زدند.

با خود گفتم کاش بودی و می دیدی که همان "بنی قریظه های" روزگارت چقدر مدرن شده اند و"احد" نشینان معاصر در غفلت مخالفان دین تو ,از کدام کوره راه آمده اند تا پشت یاران تو را بشکنند.

تویی که همواره از رافت و رحمت سخن گفتی و تو که سراسر زندگی ات امین مردمان و همپیمان ستم دیدگان بودی و بر این خصلت فخر می کردی. تو که حتی بر دشمنا نت خشم نگرفتی و به دنبال بهانه برای بخشش دست پروردگان جاهلیت بودی . تو که....

 

آری تو که دینت را با سلم و سلام و سلامتی آغاز کردی و خدایت نیز گواهی داد که اگر هرکس دیگری جز تو این رسا لت را برعهده می گرفت , در برابر این همه ناگواری ها سر سختی و تند خویی می کرد و نرم خویی را فرو می گذاشت.....

 

اینک در انظار دیگران واژگونه می نمایی و مظهر تند خویی و خشونت می پندارند ت....

می دانم که در آن نگاه و سکوت پر معنایت چه می گویی!

تو را از دو سو آزرده اند:  دوستان ناآگاه و دشمنان بی انصا ف.

در نگاه تو می خوانم که یاران ناآگاه , به نام دین تو , چه خون ها که نریخته اند و چه آتش ها که به پا نکرده اند. چرایش را نمی دانم اما می دانم که از دست ایشان خون جگر شده ای!

این را هم می دانم که اگر این دینداران پر ادعا پوستین سفید دین را واژگونه و سیاه نکرده بودند , دشمنان فرصت طلب , هرگزمجال این همه گستاخی و بی پروایی نمی یافتند.

 

باری این درد نامه را از مرکز اروپا برایت می نویسم , از میانه ی سیاه بازار تبلیغات رنگارنگ , در بحبوحه" فتنه های" خوش آهنگ.

اگر طلبیدی و کنارت آمدم , از نزدیک درد دلهای بیشتری با تو خواهم داشت .

 تا آن زمان...

 

نوشته شده توسط وحید موحدی در Sat 6 Sep 2008 |
مبارك باد آمد ماه روزه
رهت‏خوش باد اى همراه روزه

شدم بر بام تا مه را ببينم
كه بودم من به جان دلخواه روزه

نظر كردم كلاه از سر بيفتاد
سرم را مست كرد آن ماه روزه

مسلمانان سرم مست است از آن روز
زهى اقبال و بخت و جاه روزه

بجز اين ماه ماهى هست پنهان
نهان چون ترك در خرگاه روزه




كليات ديوان شمس تبريزى با مقدمه بديع الزمان فروزانفر

» ماه رمضان

نوشته شده توسط وحید موحدی در Tue 2 Sep 2008 |
خبر خیلی جالبی بود. اون روزی که خبر رو و بعدش تیزر فیلم رو دیدم خوشحال شدم.
شاید چون معمولا هرکسی از وقتی میخواد از ایران بلیت هواپیما بگیره تا بیاد این ور آب
و بتونه با فرد صاحب نامی صحبت کنه تا بلکه بین گفتگو قراری برای همکاری نزدیک!
به هم بدهند اینو آروم تو بلندگو داد میزنند! ...و جالبه آخرش هم معمولا هیچی!

حالا یکدفعه میبینی میم _درخت گلابی کنار دیکاپریو ایستاده...


" 'گلشیفته فراهانی در کنار لئوناردو دی کاپریو در فیلم Body of Lies "

رمان «مجموعه دروغ ها» که فیلمنامه از آن بازنویسی و اقتباس شده (توسط ويليام موناهان فيلمنامه نويس برنده اسکار برای فيلم «مردگان» مارتين اسکورسيزي ) مضموني در ارتباط با مبارزه با تروريسم دارد و داستان يک مامور سيا به نام راجر فريس است که براي پيدا کردن يک تروريست مهم از سران القاعده به نام «سليمان» به اردن مي رود. کتاب تا حدودي به نقد سياست هاي مداخله گرايانه آمريکا مي پردازد و در مجموع اثر منتقدانه يي محسوب مي شود. در برگردان سينمايي اين رمان تغييراتي ايجاد مي شود که يکي از مهم ترين آنها اضافه شدن شخصيتي به نام «عايشه» (با بازی گلشیفته ) است که در داستان اصلي با نام «آليس» وجود داشت شخصيتي که قهرمان داستان در جريان پيدا کردن سليمان دلباخته اش مي شود.

یاداشتی از گلشیفته فراهانی در ادمه مطلب...

ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید موحدی در Thu 21 Aug 2008 |
کارلووی واری ــ «شهر کارت‌پستالی»
. خسته‌ام. ساعت‌ها و سال‌هاست که نخوابیده‌ام. پلک بر هم می‌گذارم و می‌خوابم. مثل پر در هوا، رها غوطه می‌خورم و می‌روم کنار خوشبخت‌ترین درخت دنیا؛ کهنسال‌ترین درخت کارلووی واری. درختی چنان تناور که به‌تنهایی به اندازة یک باغ درندشت شاخ و برگ دارد. صدها سال عمر دارد، اما هنوز برومند و جوان و شاداب است. نور طلایی خورشید، نرم و سیال از لابه‌لای شاخ و برگش می‌گذرد. آن‌جا که باریکه‌های نور به زمین می‌رسد، مثل آذرخش‌هایی کوچک و مواج، می‌ریزد توی صورت و روی شانه‌های رهگذران؛ پیر و جوان، مشهور و گمنام...

درخت کهنسالِ جوان، در نزدیکی کاخ جشنواره و در حاشیة فضای سبز وسیعی‌ست که کارلووی واری را به دو قسمت قدیم و جدید تقسیم می‌کند. کارلووی واری شهری‌ست آرام، نجیب، مؤدب و باوقار و البته با طبیعتی بسیار زیبا و شعف‌برانگیز. بهترین وصف برای آن، عنوان «شهر کارت‌پستالی»ست. از آن کارت‌پستال‌های قشنگ که زیبایی فضای سبزدرسبز و ساختمان‌های مینیاتوری رنگ‌وارنگش، هر بیننده‌ای را شگفت‌زده می‌کند و به تحسین وامی‌دارد. برای همین هم هست ــ به خاطر این لوکیشن زیبا ــ که تاکنون بیش از صد فیلم کوتاه و بلند سینمایی در این شهر فیلمبرداری شده است...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید موحدی در Wed 6 Aug 2008 |
" جهان را نگه دارید، می خواهم پیاده شوم" . اوبالدیا

" مصمم به نيك بختي باش، نيك بخت مي شوي" . لينكلن

" زندگي دشمن شما نيست، اما طرز فكرتان مي تواند دشمن شما باشد" . ريچارد كارسون

" بدبختي انسان از جهل نيست از تنبلي است" . ديل كارنگی

" كار و كوشش ما را از سه عيب دور مي دارد، افسردگي، دزدي و نيازمندي" . ولتر

" تولد و مرگ اجتناب ناپذيرند، فاصله اين دو را زندگي كنيم" . سانتابان

همت آن است كه هيچ حادثه و عارضه اي، مانع آن نگردد" . ابن عطا

" بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند" . چترفیلد

" در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید" . ارد بزرگ

" انسان آن چیزی خواهد شد که خود باور دارد!" . أودنه ساندروُل


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید موحدی در Mon 4 Aug 2008 |





راستش فیلم هاش رو آنچنان دوست نداشتم اما اکثر همون فیلم ها رو
به عشق خسرو شکیبایی دیدم !
وقتی نامش بر هر فیلمی بود دیدن فیلم بر من واجب میشد.
(دیشب برای چندمین بار دوباره فیلم هامون رو دیدم ." دیوونه اگه میدونستی چقدر دوست دارم !"
  
  این اواخر بازی و نقشش در دو فیلم اتوبوس شب _کیومرث پوراحمد  و
 حکم
_مسعود کیمیایی خیلی خوب تو ذهنم موند


روحش شاد

نوشته شده توسط وحید موحدی در Tue 22 Jul 2008 |

علی سنتوری : وقتی از ایستگاه مترو اومدم بالا, آسمون مثل همیشه کدر و بد رنگ بود. توی هوا پر از دود بود و من نمی دونستم که این آخرین باریه این هوای کثیفو, به ریه های سوختم فرو میدم! از وقتی هانیه؛ همسرم, گذاشته رفته, دیگه دلم به کار نمیره. بعضی از برنامه ها رو قبول نمی کنم, با بعضی هاش بد قولی می کنمو نمیرم, یا سر مجلس خوابم مي بره, یا می زنم زیر گریه! مثل اون شب, تو کنسرت نمایشگاه, که انقدر پاتیل بودم که نفهمیدم هانیه رفته. فکر کردم مثل همیشه تو رديف جلو نشسته و با نگاه شیفته بهم خیره شده. تو میکروفون گفتم : "مرسی. امشب یه موجود خیلی عزیز اینجاست كه بايد ازش تشكر كنم.هانیه؛ همسرم." واقعیتش تالاپی خورد تو کلم. هانیه اونجا نبود! این روزا همش مست و پاتیل بودم. خراب کاریایی کردم چه جور. که باعث شد شهرتم کم کم ضایع بشه و دیگه کسی بهم کار نده. آخرین برنامه ای که رفتم, یه مجلس عروسی تو اون پایین مایینای شهر بود. پول مول کم می دادن, ولی عوضش درست و بجا, چپ و راست بهمون می رسیدن...! اي به فداي ريه هاي سوختت...
سنتوری - مهرجویی

نوشته شده توسط وحید موحدی در Mon 7 Jul 2008 |
پرويز دوايي را کسي نيست که نشناسد؛ به تعبيري يکي از سه منتقد فيلم بزرگ تاريخ مطبوعات فارسي که ‏سي و چند سالي است بيرون از ايران (در پراگ پایتخت جمهوری چک) زندگي مي کند و طبع ظريف و دوست داشتني اش را هرازگاه در ‏مجموعه داستان هاي نوستالژيک زيباييش بازتاب مي دهد. محمد عبدي از دوايي آن سال ها و اين سال ها مي ‏گويد.‏

به گمانم براي دوست داشتن دوايي، بايد سينما را "عاشقانه" دوست داشت؛ همان طور که دوايي دوست دارد. ‏اگر سينما برايت، چيزي بجز "عشق" است، نه نوشته هاي سينمايي دوايي معنايي برايت خواهند داشت و نه ‏قطعه هاي ادبي زيباي "سبز پري". هر دو آدابي دارند.
گوشه گيري اش را نمي فهمم؛ شايد بخاطر شر و شور جواني ام. از عکس گرفتن پرهيز دارد و هزار بار ‏قول مي گيرد که عکس هايش را چاپ نکنم. هرچه مي کنم راضي شود که بنشينيم و مفصل گفت و گو کنيم و ‏کتاب مصاحبه اي چاپ کنيم، نمي پذيرد. کتاب گفت و گويم با آيدين آغداشلو را برايش مي برم، کارگر نمي ‏افتد...

    سایت

تخصصی

آپلود

عکس و

تصویر

وبلاگهای

ایرانی
(البته این عکس توسط خودم گرفته شده و امیدوارم بزودی یادداشتی از دیدار با استاد رو در وب بگذارم)
ادامه گزارش در ...

ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید موحدی در Fri 4 Jul 2008 |


 (بهروز وثوقي)  : خوش به سعادتتون كه مي‌رين روضه ، جاتون وسط بهشته ، ما كه دنيامون شده آخرت يزيد . كيه ما رو ببره روضه ؟

آقا مجيد تو رو چه به روضه ، روضه خودتي ، گريه كن نداري ، وگرنه خودت مصيبتي ، دلت كربلاس !

 

 سوته دلان -  مرحوم علي حاتمي
نوشته شده توسط وحید موحدی در Fri 4 Jul 2008 |
خبرگزاري انتخاب :
وحید موحدی؛ تهمینه میلانی کارگردان سینما چندروز پیش مهمان برنامه صبح به خیر ایران بود برنامه ای که بازتابهای زیادی در محیط وب داشت.در ابتدای این برنامه کارگردان "زن زیادی" گفت که شهرها را مردان بدون توجه به نیازهای انسانی دیگران ساخته اند.

اظهارات میلانی دراین برنامه گویا خارج از انتظار دست اندرکاران این برنامه بود به گونه ای که مجری برنامه پس از اینکه مدتی از گذشت برنامه می گذرد مجبور می شود با این جمله که :برگردیم به بحث معماری آشپزخانه ،به نوعی پایان دهنده اظهارات خانم میلانی باشد.



خلاصه ای از صحبت های میلانی که البته مجری برنامه بارها تلاش کرد جلویش را بگیرد: زنانه مردانه کردن پارک ها واتوبوس ها فقط مسکن(دارو) کوتاه مدت است. شما وقتی به مسکن فکر می کنید فقط دز آن را بالا می برید. این کار اشتباه است. باید زیربنایی فرهنگ جامعه را درست کرد تا نیازی به این کارها نباشد. زن ها در همه جا با مردان هستند. هر نوع فاصله گذاری بین زن ومرد که دو نیمه هم هستند اشتباه است و باعث از بین رفتن سلامت جامعه می شود.در ایران که جداسازی است مزاحمت برای زنان بیشتر از کشورهای دیگر است. باید آموزش را بالا برد نه جداسازی. با این کار به فاجعه بیشتری دامن می زنیم. این کار موفق نیست. ما با تعارف داریم جامعه را غرق می کنیم و نمی گذاریم جلو برود.

کارگردان فیلم پرفروش آتش بس گفت: من بچه که بودم تا دبیرستان مدرسه ما مختلط بود . من در دانشگاه تفاوت عمده ای داشتم با دختری که از یک مکان بسته امده بود. من راحت تر فکر مي کردم و با پسرها ارتباط برقرار می کردم. من با جداسازی مخالفم. تجربه فردی می گوید عدم جداسازی موجب ارتباط بهتر و سالم تر و انسانی تر میان زن و مرد می شود.

میلانی در انتها گفت: ما در کدام کار فرهنگیمان ریشه ای عمل کرده ایم .توی این سی سال ما چکار کردیم برای نزدیک تر شدن و رشد زنان و مردانمان؟ در رده های بالای حکومت ما کدام زن برجسته است.؟

که مجری جوان برنامه گفت : خب خانم میلانی برمی گردیم به بحث آشپزخانه. الان از فضای آشپزخانه تان راضی هستید؟!؟

لینک تصویری

نوشته شده توسط وحید موحدی در Sun 29 Jun 2008 |
  

"ده نکته برای نوشتن داستانی در حد انتشار " عنوان مقاله ای است از لسلی کاین و ترجمه علیرضا اجلی  .فکر میکنم مطلب مفیدییه, حداقل برای خود من چنین بود.


-هر چه می خواهی بنویس.

مشخص کن که برای تو چه جالب است، جالب ترین موضوعات را در زندگی ات پیدا کن، و از نگاه خاص خودت بنویس. بزرگترین مزیت ها در صنعت نشر این است که ما مالک داستانیم و تنها ما می توانیم بنویسیم. از این فرصت باید استفاده کرد.

 

-با گفتن جزئیات، صحنه ها را تأثیر گذارتر کن.

 

-کشمکش دل و جان داستان است.


-خودت با دست خودت همه چیز را خراب نکن.

و

...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید موحدی در Thu 19 Jun 2008 |
در این کلیپ بازیگران بسیاری, همچون : پرویز پرستویی/جمشید مشایخی/ داریوش ارجمند/ پژمان بازغی/ حمیدجبلی /مسعود رایگان/ رویا تیموریان/رویا نونهالی/پانته آبهرام/علیرضاخمسه /حسن پورشیرازی و...   برای ایران  و سینمای آن می خوانند .
نوشته شده توسط وحید موحدی در Mon 16 Jun 2008 |
 
خبرگزاري انتخاب :وحید موحدی؛ نمایش آواژیک به کارگردانی پانته‌آ بهرام در پراگ پایتخت جمهوری چک در جشواره PUPPET ART PRAGUE 2008 با حضور علاقه مندان تئاتر موزون برگزار شد که به دلیل کوچک بودن نسبی سالن با کمبود جا نیز مواجه شد.

به گزارش انتخاب از پراگ، آواژیک با حرکات موزون و موسيقی و گفتار يک اجرای آئينی شکل می دهد و به نوعی روايت از ايران باستان دارد. امير دلاوري، سارا ريحاني، داريوش فائزي و پانته‌آ بهرام در آن نقش آفرینی میکنند.

نمایش آواژیک یا Made in Iran که در تنها اجرای خود با استقبال گرم ایرانیان مقیم و نیز مردم چک قرار گرفت" سعی در به تصویر کشیدن جلوه های موجود در فرش ایرانی دارد, که برگرفته از فرهنگ زاد و بوم ایران بزرگ است.



پانته‌آ بهرام بازیگر سینما و تئاتر درباره نمايش آواژيك مي‌گويد: «ما رويا مي‌بافيم، ما روزهاي زندگي را به هم مي‌بافيم و نقش‌هاي گسترده و گوناگون قالي‌هاي ايراني را بهانه كرده‌ايم تاباني تنيدن موضوع اجرامان گردد.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید موحدی در Sat 7 Jun 2008 |
         

چند روز پیش تونستم آخرین فیلم خانم درخشنده رو ببینم . بچه های ابدی 

 سوژه  فیلم  ‌‌‌‌ذهن آدم رو واقعا درگیر میکنه. نتونستم دربارش متنی بنویسم اما  وقتی نام بچه های ابدی رو میشنوم این کلمات به ذهنم خطور میکند:

 بچه های ابدی .عشق.تردید..تعهد.ازدواج. مقاومت.ممانعت. خواستن توانستن است .قلب.مادر.گمشدن معتاد. سو استفاده. علی و علی ها .چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید...

                                                                                       


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید موحدی در Sat 31 May 2008 |
رو سر بنه به بالين تنها مرا رها كن 

  ترك من خراب شبگرد مبتلا كن

 

ماييم و موج سودا شب تا به روز تنها

 

  خواهي بيا ببخشا خواهي برو جفا كن

 
 

درديست غير مردن كانرا دوا نباشد

پس من چگونه گويم كين درد رادواكن
 

در خواب دوش پيري در كوي عشق ديدم 

 

با دست اشارتم كرد كه عزم سوي ما كن

 


برای شنیدن یکی از اجرا های این ترانه  اینجا را کلیک کنید


نوشته شده توسط وحید موحدی در Wed 28 May 2008 |
يه روز يه باغبونی ، يه مرد آسمونی
نهالی كاشت ميون باغچه مهربونی
می ‌گفت سفر كه رفتم يه روز و روزگاری
اين بوته ياس من می مونه يادگاری
هر روز غروب عطر ياس تو كوچه‌ها می‌پيچيد
ميون كوچه باغا ، بوی خدا می ‌پيچيد
هر روز غروب عطر ياس تو كوچه‌ها می‌پيچيد
                                            ميون كوچه باغا ، بوی خدا می ‌پيچيد

ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید موحدی در Tue 20 May 2008 |

 

نسخه قانون ما عین شفاست/

مصحف ما مستفاد از مصطفاست

 

ای مبارک آن گلیم گل تو را /

  وی خنک آن وصف مزّمّل تو را

 

نه ملک بودی نه دلخسته ز خاک /

 ای بشیر ما بشر بودی و پاک

عبدالکریم سروش

نوشته شده توسط وحید موحدی در Fri 16 May 2008 |


سايت لينك باكس - بازديد خود را چند برابر کنيد